محمد باقر النجفي
116
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
نكند . گمان مىكنم بر چنين اسنادى سايهاى از تطهيرهاى تاريخى افتاده است ! اولًا واقدى بدون ذكر سلسلهء سند ، آن را از عبداللَّه بن مسعود روايت كرده است ؛ ولى موسى بن عقبه در تحريرى كه از غزوهء بدر به عمل آورده و از طريق كتاب بيهقى در دست ماست ، به آن اشارتى ندارد . بيهقى حديث را از عبداللَّه بن عبّاس مىآورد كه او از عُمر بن خطّاب روايت كرده است . نكته اين است كه عُمر صريحاً گفته است : « پيامبر نسبت به عقيدهء ابوبكر ، اظهار اشتياق فرمود و به آنچه من گفتم ، توجّهى نفرمود . » و هيچ اشارتى ندارد كه اگر عذابى نازل شود ، همه از بين مىروند جز عُمر . از اين مهمتر در همين سند عبداللَّه بن عباس ، عُمر بن خطّاب مىافزايد : « چون ديدم پيامبر گريه مىكند ، سؤال كردم كه علت چيست ؟ » پيامبر فرمود : « در مورد فديهاى كه از اسيران مىگيرم ، گريه مىكنم . زيرا عذاب الهى براى اصحاب در اين مسأله ، نزديكتر از اين درخت است . » اين گفته به خوبى مؤيّد آن است كه پيامبر نه تنها بنا به مدارك قبلى ، به كشتار قريشيان رضا نداشت و از اظهار نظر عُمر روى گرداند كه حتّى راضى نبود كه طبق سُنن عرب از اسيران ، فديه ستانده شود . نيز راضى نبود كه صحابه براى آزادى قريشيان مال ستانند و بر سر آن گفتگو كنند ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله به نجات آدميان و رحمت الهى مىانديشيد و برخى پيروانش ايشان را بر سر دوراهىِ كشتن اسيران يا ستاندن مال از آنان ، مخيّر كرده بودند كه يكى از اين دو راه ، نشانگر عصبيّت و انتقام ، و ديگرى نمايانگر اشتياق به دنيا بود . پيامبر صلى الله عليه و آله در نهايت ترجيح داد كه در حاشيهء سنن عرب ، به هر نحو كه ممكن باشد ، آزادى را براى اسيران محقّق سازد . واقدى از يحيى بن ابىكُثيِّر نقل مىكند : « پيامبر مىفرمود : هيچ كس به اسيرى كه برادر مسلمانش گرفته است ،